| سایت های مرتبط |
![]() |
| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| Related Links |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: پروندهي يگانه شايگان | |
(گزارش کوتاهی از رساله دکتری زنده یاد یگانه شایگان)
فاطمه مينايي*
دکتر يگانه شايگان را با يك چمدان كتاب و مجله كه هر جلسه درس ارسطو در انجمن حكمت وفلسفه همراه ميآوَرَد به خاطر ميآ ورم. كتابها را روي ميز خالي ميكند و معمولا ً فصلهايي از آنها را براي تكثير به ما چند دانشجوي كلاس ميدهد. متنها به هر زبان ممكني است: از انگليسي و آلماني و فرانسه تا يوناني و اسپانيايي و ايتاليايي. كاري ندارد كه اصلا ً بعضی از اين زبانها را ميدانيم يا نه. مابعدالطبيعه ارسطو را از روي چاپ يوناني-انگليسي ميخوانيم. به ترجمه انگليسي اشكال ميكند و شروع ميكند به خواندن متن يوناني.
اين کار چند حسن دارد. چشم اندازی از تحقیق ِ حتی الامکان جامع را به جای سرسری گرفتن و تفنن با مسئله ها می گذارد . حتي ميتواند عملي اخلاقي به حساب آيد ؛ توهم خودفاضلبيني را از بين ميبرد، يادآوري ميكند كه ديگراني هم در سراسر دنیا فكر ميكنند یا فضل ميانبارند. حسن ديگرش باز كردن افقها براي سطح و نوع تحقيقات است. دكتر شايگان آشنايي با چند زبان را كه هنوز در ايران در شمار كرامات ميگذارند بديهي ميداند. بيمقدمه با لحن دعوت به مهماني شام ميگويد "بياييد پيش من فرانسه يادتان بدهم. بايد فرانسه بدانيد. فرانسويها culture دارند. " بخل نميكند. دوست دارد كار علمي در ايران به سطح معيارهاي جهاني برسد. گمان ميكنم در حد چند سال معدود حضور در ايران و محدودیتهای خاص خودش، اثر خود را گذاشته است.
یکی از مطالبی که بارها تکرار ميکند این است که " در واقع زمان وجود ندارد. فقط آن ِ حاضر وجود دارد. بله، جسم ما پير ميشود، ازبين ميرود؛ ولي زمان وجود ندارد."
آنچه در زیر می خوانید گزارش کوتاهی است از رساله دكتری ایشان که درباره زمان از نظر ابنسيناست و یکی از نکاتی که در آن بسط می یابد همین حضور دائمی "آن" در جریان زمان است. امیدوارم که روانش در یک آن ِ آرامش از زمان بیرون شده باشد.
***
رساله دکتری زندهیاد یگانه شایگان با عنوان Avicenna on Time**، نخستین نوشته مستقل درباره زمان نزد ابنسينا و در شمار تحقیقات درباره طبیعیات سینوی است که نسبت به مابعدالطبیعه او درباره آن کمتر کار شده است. رساله با ياد هانري كربن ، به ولفهارت هاينريشز(استاد زبان عربي در هاروارد) تقديم شده و در 1986 در گروه زبانها و تمدنهاي خاور نزديك دانشگاه هاروارد زیر نظر محسن مهدی و مارتا نوسباوم از آن دفاع شده است. رساله مشتمل است بر مقدمه، ترجمه فصلهاي مربوط به زمان در طبيعيات شفا(فصلهاي دهم تا سيزدهم از مقاله دوم) به انگلیسی، شرح اين فصلها ، و يك كتابشناسي گزيده .
ساختار بحث ابنسينا از زمان در شفا کمابیش همان ساختار بحث ارسطو در سماع طبیعی است ، جز درباره مسائلی با صبغه نوافلاطونی از قبیل بحث در موجودات زمانمند و بی زمان. با این حال ، دکتر شایگان معتقد است که به رغم شباهت و قرابت در ساختار ، نظریه زمان ابنسينا ارسطویی نیست.
به نظر دکتر شایگان ،ابنسينا در شفا دو نظریه درباره زمان آورده است، یکی نظریه ارسطویی و دیگری نظریه خاص خود. نظریه ارسطویی فقط در کتاب شفا ذکر شده و در آثار دیگر ابنسينا چون نجات و عیون الحکمه و اشارات ، فقط رأی خاص ابنسينا ذکرآمده است. از لحاظ روش نیز ابنسينا در ابتدای بحث زمان (یعنی بخش دهم از مقاله دوم طبیعیات) با جدل ارسطویی پیش رفته ؛ اما در انتهای بحث با روش خاص خود به مسئله پرداخته است ، یعنی تحقیق درمسئله واحد از چند منظر.
بر همین اساس، رساله به دو مسئله اصلی اختصاص یافته است : تعریف ارسطویی ابنسينا از زمان، تلقی خود ابنسينا از زمان. طبیعتاً این پرسش طرح می شود که غرض ابنسينا از آوردن نظریه ارسطویی در کنار نظریه خود چیست. به نظر مؤلف، بخشی ازپاسخ این است که ابنسينا در شفا ابتدا در مقام شارح ارسطو ظاهر می شود و در مقام شرح از همان ترفندهای ارسطو برای تبیین و ایضاح استفاده می کند و سپس نظریه خاص خود را بسط می دهد ؛ بخش دیگرِ پاسخ این است که ابنسينا در حقیقت به دو وجه از زمان با دو روش تفسیری نظر داشته است و چنین کاری از لحاظ روش شناسی نادرست نیست.
در شرح نوشته ابنسينا، مؤلف ابتدا زمینه ارسطویی هر مطلب را روشن کرده و سپس به تحلیل نحوه بسط و تحول مفاهیم ارسطویی در طبیعیات ابنسينا پرداخته است؛ همچنین نشان داده است که بسیاری از فیلسوفان مدرسی(اسکولاستیک) مفاهیم طبیعی ارسطو را به همین صورت تحول یافته بواسطه ابنسينا دریافتند.
نظریه زمان خاص ابنسينا بویژه از وجهه نظر وجودشناسی و معرفت شناسی و حرکت مورد توجه قرار گرفته است. مؤلف تأکید می کند که بدون در نظر داشتن کل واحدی از چند وجهه نظر ، نظریه ابنسينا روشن نخواهد شد، چرا که بحث او از زمان محدود به یک حوزه نیست ، بلکه حوزه های متنوعی از جمله ریاضیات ، منطق، طبیعیات، مابعدالطبیعه و معرفت شناسی را در بر می گیرد.
در وجودشناسی زمان، مؤلف نشان می دهد که دعاوی ابنسينا درباره وجود زمان بر دو مبنا استوار است: وحدت حقیقت و وجود ، اصالت وجود. مؤلف با ذکر شواهدی به رد نسبت اصالت ماهیت به ابنسينا می پردازد. همچنین اشاره می کند که معرفت شناسی ِ زمان نزد ابنسينا از وجودشناسی او سرچشمه می گیرد. نحوه وجود زمان در اعیان نیز از مطالب مهم رساله است که مؤلف به تفصیل به آن پرداخته است . در واقعیت فقط "اکنون" تقسیم ناپذیر وجود دارد که البته به خلاف "آن ِ" متکلمان یک جزءلایتجزای زمانی نیست.
در معرفت شناسی ِ زمان بحث از این است که وجود زمان چگونه ادراک می شود. به نظر ابنسينا وجود زمان از طریق عمل حکم (شامل تصور و تصدیق) دریافت می شود. حکم به معنای تصور به ادراک وجود زمان در ذهن اشاره دارد. حکم به معنای تصدیق علم به وجود زمان در واقعیت است. مؤلف به تفصیل ِ نظریه معرفت ابنسينا و بحث او از شعور بالذات و شعور بالشعور می پردازد و نشان می دهد که تلقی ابنسينا از وجود ِ زمان همان تلقی او از وجود به نحو مطلق است: همانطور که مفوم وجود بدیهی و اولی است ، مفهوم ِ زمان نیز بدیهی و اولی است. بنا به برداشت مؤلف از معرفت شناسی سینوی، در ادراک زمان دو فرایند ذهنی وجود دارد: فرایند ترکیب و فرایند تحلیل. در عمل ترکیب، ذهن تقدم و تأخر را در یک دیرند(مدت) واحد ذهنی ترکیب می کند. در عمل تحلیل ، ذهن تقدم و تأخر را به اجزاء منطقی جداگانه تحلیل می کند.
درحوزه ریاضیات ، مؤلف نشان می دهد که تلقی ابنسينا از عدد در بحث زمان به وجودشناسی او مربوط است. در منطق، به نظر مؤلف ابنسينا از منطق جمله ها استفاده می کند زیرا این نوع منطق برای تحلیل وجود پویای زمان مناسبتر از منطق محمولهاست.
در حوزه طبیعیات، دعوی مؤلف این است که ابنسينا با دور شدن از روشهای ایستا و هندسی یونانیان در تحلیل حرکت ، مبانی فیزیک ریاضی را بنیاد گذاشته است. به علاوه، ابنسينا تفاوتهای کیفی طبیعیات ارسطویی را به تفاوتهای کمی فرو کاسته است. تأثیر ژان فیلوپونوس (یحیی نحوی) بر نظریه حرکت ابنسينا نیز از دیگر مطالب مورد بحث مؤلف است. از نکات جالب توجه درباره رساله این است که مؤلف خود متناسب با رویکرد پرسشی (اپورتیک) ارسطویی از "معماهای" زمان سخن می گوید، درعین این که نشان می دهد رویکرد ابنسينا جزمی است و آنچه ارسطو به عنوان مسئله های تحیرآور درباره زمان آورده ، ابنسينا در ضمن ِ بیان ادله آراء خطا درباره زمان نقل کرده است. مؤلف علت را این می داند که ابنسينا به خلاف ارسطو پاسخهایی قطعی برای معماهای زمان داشته است.
دیگر نکته شایان ذکر آن است که مؤلف در شرح آراء ابنسينا و تمهید زمینه بحث، به طبیعیات شفا محدود نمانده و با رجوع به مقالات دیگر شفا در الهیات و منطق و آثار دیگر ابنسينا چون نجات و تعلیقات تصویری از کلیت کار ابنسينا در این مبحث به دست داده است.
* دانشجوي دكتري مؤسسه حكمت و فلسفه ايران
** Yegane Shayegan, “Avicenna on Time”, The Department of Near Eastern Languages and Civilizations, Harvard University, May 23, 1986.|
لینک مستقیم به مطلب
|
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |