تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: پرونده‌ی قدرت، حقوق و دانش |  

حسین کاجی

  

اول. شاید كم‌تر متفكری تردید داشته باشد كه با ظهور رنه دكارت، فیلسوف شهیر فرانسوی، انقلابی اساسی در ساحت ذهنی و زبان اندیشمندان ـ وكلاً جهان جدید ـ به وجود آمد. با «من» شناسنده دكارت بود كه جهان به دو شق، ذهن و عین و آنچه فراروی آن قرار دارد، تقسیم شد؛ ثنویتی تأثیرگذار فعالیت خود را آغاز كرد و بسیاری از تجلیاتی كه شاهد آن‌ها هستیم، از علم و تكنولوژی گرفته تا انواع و اقسام معارف دیگر، مستقیم و غیر مستقیم از این حادثه تأثیر پذیرفتند.

 

دوم. دكارت مطمئناً خود به تبعات ناخواسته‌ی فراوانی كه اندیشه‌ها و طرح فكری او به بار آورد، كم‌ترین آگاهی و شناختی نداشت. طرح فكری او به دست فیلسوفان گوناگونی چون اسپینوزا، لایب‌نیتز، هیوم، باركلی، كانت، هگل، نیچه، هایدگر و ویتگنشتاین قبض و بسط‌های فراوانی یافت و صورت‌های گوناگونی به خود گرفت. این طرح با كانت و هگل به نهایت وضوح و صراحت و تكامل رسید و تا حدود زیادی نقاط قوت و ضعفش آشكار شد. به همین دلیل است كه بعد از این دو فیلسوف بزرگ، ما با انواع رویكردها و دیدگاه‌هایی رو به رو می‌شویم كه درباب حدود و ثغور و فراز و فرود سوبژكتیویسم دكارتی و فیزیك حاد او گفت‌وگوهای جدّی را با كانت و هگل آغاز می‌كنند.

سوم. از جمله فیلسوفانی كه در قرن بیستم با مدد از اندیشه‌های نیچه نقدهای جدی به سوبژكتیویسم دكارتی روا داشت، میشل فوكو، هم‌وطن دكارت است. او تلاش بسیار كرد تا نشان دهد كه ذهنیت غربی چگونه از خود، آگاهی كسب می‌كند. او با «تبارشناسی علوم‌انسانی» كه در قرن هجدهم به وجود آمده بود، به این نتیجه رسید كه این علوم اولاً، تعریفی از «خود» یا «سوژه شناسایی» ارائه می‌دهد كه با مفهوم مسیحیت از «ترك نفس» كاملاً متفاوت است و ثانیاً، علوم انسانی،‌ این «خود» تازه را از راه قرار دادن آن در مقابل «دیگری» به وجود می‌آورند. به عبارت دیگر، در علوم انسانی خود از طریق شناخت دیگری است كه شناخته می‌شود. او كه به جد عقیده داشت برای فهم خود و تبارشناسی دانش، باید نگاهی عمیق به نسبت قدرت و معرفت انداخت، می‌خواست بداند كه چگونه دیگری در «من» و «ما» (جمع) ناپدید می‌شود. بدین جهت وی به شرایط مرزی (Limit situations)1 «فرد» و «جمع» نظر دوخت. به بررسی دیوانگان، منحرفان، زندانیان، بزهكاران، قاتلان و انسان‌های دوجنسی پرداخت و نظام‌های حقیقت را از بابت خلق دوگانگی‌هایی (Dualities) بی‌مبنا، چون عقل و جنون، سلامتی و بیماری و سلامت و جنایت زیر سؤال برد. بدین جهت فوكو نسبتی را كه میان خود و دیگری در علوم‌انسانی وجود دارد «تقابلی ساختگی» به حساب می‌آورد كه در آن «خود»، «دیگری»‌را تنها امری كه «خود» نیست، مدنظر ندارد، بلكه دیگری كسی است كه از ما بالاتر یا فروتر است و در اینجا نسبت سلسله مراتبی میان «خود» و «دیگری» برقرار است.

چهارم. كتاب شرق‌شناسی (Orientalism)، اثر ادوارد سعید، نویسنده و منتقد فلسطینی ـ آمریكایی را می‌توان از آثار فوكو متأثر دانست. شرقی‌های سعید هم مانند دیوانگان، تبهكاران و منحرفان فوكو هستند؛ همه‌آن‌ها موضوع شناسایی روایت‌ها و گفتمان‌هایی هستند كه شناسایی می‌شوند، اما اجازه سخن گفتن ندارند. همه ‌آن‌ها دیگرانی هستند كه فروتر از «خودی» كه شناسایی را انجام می‌دهد به حساب می‌آیند. به نظر او، «شرق‌شناسی» نه تنها عبارت از مجموعه‌ای معارف است كه پس از بررسی «شرق» از جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژی به وجود آمده‌اند، بلكه به وسیله این شرق‌شناسی است كه اصلاً چیزی به نام شرق به وجود می‌آید. به عبارت دیگر، غرب برای هویت «ملی» خود بود كه عنوانی چون «شرق»‌ را به وجود آورد و گفتمانی به نام «شرق‌شناسی» را دامن زد. 2

با توجه به همین هویت جعلی است كه آن‌ها اجازه می‌دهند شرق را به مثابه انبانی از میراث و هر آن‌چه به تاریخ پیوسته است به بررسی بپردازند.

پنجم. البته به نظر می‌رسد هم  بحث فوكو و هم رویكرد سعید بسیار افراطی است و آن‌ها یك رویه ـ و البته رویه اغراق‌آمیز ـ را درباره شرق و غرب بررسی كرده‌اند. نه دانش ـ حتی دانش‌های انسانی جدید ـ آن گونه كه فوكو می‌گوید، تقابل‌های ساختگی صرف را برای خلق نظام حقیقت و هویت‌هایی به خود به وجود می‌آورند، و نه رابطه شرق و غرب، آن چنان كه سعید می‌گوید نسبت خودی متعالی است كه قصد شناخت دیگری فروتر را دارد. در این‌كه در نفس تفكر غربی ـ كه از سوبژكتیویسم دكارتی به ارث رسیده است ـ «موضوع‌سازی» و به تعبیر دیگر «غیریت‌سازی» نهفته است، شكی نیست، اما این دیگرسازی، نه لزوماً رابطه فراتر و فروتر است، و نه لزوماً به قصد ساختن هویتی برای «خود» غرب صورت می‌گیرد. به تعبیر هابرماس، عقل خودبینا در خود عشیره غربی قابلیت زیادی در شناختن هر چیزی و هركسی ـ و دیگر فرض كردن آن‌ها ـ دارد.3 از این رو ناگزیریم كه این دوگانگی شرق و غرب، و دیگر بردگی شرق برای غرب را جدّی بگیریم، چرا كه اولاً‌، این تقابل در دو گونه نگاه به زندگی، انسان و جهان ریشه دارد و ثانیاً، ناشی از مواجهه‌ی فرهنگی پویا و دیرپا ـ كه هر چیز و هركسی را می‌شناسد ـ با فرهنگی است كه قرن‌ها در تعطیلات یا آسایشگاه به سر می‌برده است. از این روست كه اگر شرق به مثابه‌ی دیگری چندین قرن است وجود دارد، چیزی به نام غرب به مثابه‌ی دیگری وجود ندارد؛ چرا كه در شرق خودی وجود ندارد كه غرب‌شناسی و غرب‌سازی كند، چرا كه هر خودی بر مبنای عقلانیتی فربه و نیرومند است كه نضج می‌گیرد.

آری، اگر سعید یك جانب قضیه را می‌بیند و نشان می‌دهد كه چگونه غرب، شرق را دیگری می‌انگارد و چرا بدین عمل متوسل می‌شود، تحقیقی مجزا لازم است تا نشان دهد كه چرا شرق دیگری می‌شود و چگونه اجازه می‌دهد این گونه، نه فاعل شناسایی كه موضوع آن واقع شود. سرّ این امر چیزی نیست جز آن‌كه تلقی و نظری كه درباره‌ی عقلانیت وجود داشته، در تمدن و فرهنگ غرب به طور اساسی تغییر كرده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. این تعبیر از آن یاسپرس است، اما به نظر ما، برای نسبت دادن به كار و طرحی كه فوكو پیش می‌برد، مناسب به نظر می‌رسد.

2.ـ بنگرید به كتاب شرق‌شناسی (Orientalism)، ص 5، با این مشخصات:

Orientalism-NewYork, vintage books 1978

3.  بنگرید به مقدمه‌كتاب معروف هابرماس، «گفتمان فلسفی مدرنیته»:

(Pilosophical discourse of modernity)

4. نگاه كنید به فصل تعطیلات در تاریخ از كتاب دكتر داریوش شایگان، «اسكیزوفرنی فرهنگی» (Cultural Schizophrenia)

 

 

 

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: سايت اطلاع‌رساني شهر كتاب فعاليت خود را آغاز كرده است
:: انتشار شماره 28 فصلنامه‌ي «نقد و بررسی کتاب تهران» ویژه‌ي سیدحسین نصر
:: نشست «ابزارآلات نجومی در دوره اسلامی» برگزار می‌شود
:: کنگره بین‌المللی روز جهانی فلسفه در ایران برگزار می‌شود
:: توجیه عملی شناخت و کفایت گرایی فردیناند گونست*
:: برنامه دوره‌های آزاد مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد
:: پايگاه «واژنامه‌ي تخصصي فلسفه» راه‌اندازي شد
:: راهی به جهان هایدگر؛ درباره كتاب «چگونه هایدگر بخوانیم؟»
:: درباره ترجمه «چگونه هایدگر بخوانیم؟»؛ يادداشت مترجم
:: گزارشي از نشست نقد و بررسي كتاب «جهان مسطح است» در شهر كتاب
:: آیا می‌توان قضاوت‌های اخلاقی موجهی داشت؟
:: گزارشي از نشست نقد و بررسی کتاب «بوطیقای ساختگرا»
:: هرمنوتیک کمیک - 3
:: هرمنوتیک کمیک - 2
:: هرمنوتیک کمیک - 1
:: «کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان» بررسی شد
:: آيينه‌هاي كيهاني بررسي شد
:: نوامیس کتاب چهارم
:: هدايت و سويه‌هاي تاريك ما؛ درباره‌ي كتاب «خواننده‌ي كور»
:: جمهوري سكوت
:: درس‌گفتارهايي در فلسفه دين
:: برونو بائر
:: آرنولد روگه
:: پوليس
:: نقد و نگاهي به «درخشش ابن رشد در حكمت مشاء»، برنده جايزه كتاب سال
:: آزادي آكادميك
:: پسوند
:: فلسفه در ایران به بن‌بست رسیده است
:: دانلود خلاصه مقالات فارسي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز
:: پوسترهاي همايش بين‌المللي فلسفه اسلامي و چالش‌هاي جهان امروز


 


 


سایت‌های مرتبط



جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: گفت‌و‌گو با حمید طالب‌زاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران

:: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم

:: در ستایش زباله‌گردی

:: غبارزدایی از چهره‌ سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب

:: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟

:: ما روشنفکر بومی نیستیم

:: اهمیت رواج فلسفه در مدرسه‌های ایران

:: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی

:: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال

:: همنشینی با افلاطون و دریدا

:: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ

:: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکامل‌گرایی

:: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان












نگاه نو




all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست