| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: يونان | |
| دكتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده |
سلام عابد
همان طور که خودت مي داني، قرار است دور اول مباحث مربوط به افلاطون را با کتاب قوانين به اتمام برسانيم. رجوع به متن لوب و ظرافتهاي زباني افلاطون بسيار وسوسه کننده هستند و ميتواند دامنه بحث را بسيار گسترده کند اما من سعي ميکنم به جز موارد ضروري، در ديگر موارد همان روال سابق را رعايت کنم و توجه داشته باشم که اين دور از مباحث، طبق قرارمان، مقدماتي هستند و ما به دنبال نظرگاه کلي و عمومي به فلسفه افلاطون هستيم. البته، من همانند قبل آزادي در نظر و طرح احتمالات را از نظر دور نخواهم داشت.
A (آلفا- کتاب اول)
در ابتدا نام کتاب جالب توجه است. کتاب به نام نوموي νόμοι است که جمع کلام نوموس νόμος است. همان طور که مي داني کلمه ناموس معرب همين کلمه يوناني است و به اين دليل، برخي اين کتاب افلاطون را نواميس مي نامند. نواميس ترجمان درست و دقيقي اما بسيار محدود از نوموس يوناني است همان گونه که ترجمه به قوانين هم همين وضعيت را دارد. نوموس هم قوانين موضوعه و هم دامنه گسترده اي از قواعد ذهني و معنوي را دربر مي گيرد و علاوه بر اين، معناي ناموس که به شرافت فردي مربوط مي شود را هم در بر مي گيرد. بنابر اين، ترجمه به هر صورت ناقص و تا اندازه زيادي نقض غرض است. نام کتاب با تقابل با نام ديگر کتاب اصلي افلاطون، جمهور، هم جالب توجه است. پوليتئيا πολιτεία به غير از قانون، به ساختار سياسي و شهروندان نيز دلالت دارد، اما نوموي با اين صورت جمع به روشني دامنه بحث را متعين تر کرده. مي توان گفت که نظر افلاطون ساختار سياسي از اجرا به طراحي معطوف شده است که من سعي دارم تا اين تغيير نظر را در مباحث بعدي پي گيري کنم.
به يک نظر اجمالي، مي توان آلفا را به سه بخش تقسيم کرد؛ اول- فضاسازي، دوم- مبناي قوانين کرت و اسپارت، سوم- نقد آتني و طرح موضوع تربيت. بر اساس اين تقسيم بندي مي توان کتاب آلفا را شامل بخشهايي دانست که هر کدام بر مبناي قبلي شکل مي گيرد و در مجموع حکم مقدمه ورود به کتاب را دارد. به عبارت ديگر، افلاطون سنت دراماتيک را در اينجا هم رعايت کرده و اين کتاب حکم پرولوگوس1 πρόλογοςدر کل قوانين را دارد.
بخش اول: (قطعات 624 و 625) من با تو موافقم که افلاطون با انتخاب جزيره کرت براي مکان محاوره منظور خاصي را دارد اما به سختي مي توانم آن را با جزيره آتلانتيس محاوره کريتياس مرتبط بدانيم. آتلانتيس در نظر افلاطون نقيض هويت هلني است اما کرت در جهت همان هويت ارزيابي مي شود. در اينجا دو نکته قابل توجه است؛ الف: کرت از نظر يک آتني به معناي کشوري است که در گذشته دور بر آتن تسلط داشت و تسه ئوس در اسطوره کشتن مار مخفي در لابيرنت، توانست آزادي را به ارمغان آورد که جشن آتنا پالاس بزرگ جشن ملي آتنيان به يادبود بازگشت پيروزمندانه او برگزار مي شد. محاوره پارمنيدس به موقع برگزاري همان جشن است. مينوس در محاوره گرگياس (قطعه 523e) مينوس و برادرش رادامانثوس دو نفر از سه قاضي نام برده مي شوند که در دنياي مردگان سمت قضاوت بر اعمال انسانها را دارند و علاوه بر اينها، اشارات بسيار ديگري مبني بر الهام بخش بودن کرت در قانون نويسي ديگر شهرهاي يوناني يافت.
ب- کرت در نظر اسطوره يوناني محل تولد زئوس است. رئا از ترس شوهر خود، کرونوس، زئوس را به توصيه مادرش گايا در همين غار کوه آيدا مخفيانه به دنيا آورد. نکته ديگر، توجه به دو کوه به نام آيدا در داستانهاي يوناني آمده؛ يکي همين کوه آيدا در کرت و ديگري، کوه آيدا مشرف بر تروا است. همر تمايز بين اين دو کوه را گوشزد مي کند و در ايلياد، زئوس بر فراز آيدا صحنه نبرد را نظاره مي کند و ترازوي تقدير را به کار مي گيرد. روشن است که افلاطون در انتخاب کرت و راهپيمايي به سوي کوه آيدا، قوانين را در تقابل با ايلياد نگاشته است؛ هم نقل ايلياد همر مربوط به دشت بين شهر تروا و کوه آيدا است و هم قوانين افلاطون در دشت بين کنوسوس و آيدا مي گذرد و به بيان خلاصه، افلاطون به صورت روشنتري تقابل خود را با همر به نمايش مي گذراد.
با توجه به اين دو نکته، انتخاب کرت به معناي انتخاب آن مکان اصلي است که قانونگذاري يونان از آن سرچشمه گرفته است. کاربرد واژه راه با توجه به نقش اين واژه در مقدمه شعر پارمنيدس و همچنين راهپيمايي به سوي غار و معبد زئوس در آن اهميت دارد. راهپيمايي در خارج از شهر به معناي خروج از شهر يا پوليس πόλις نيست چرا که واژه پوليتئيا موروثي از سنت دموکراسي آتن به بيش از فيزيک شهر دلالت داشت همچنان که کيلينياس با ترجيح خطاب آتني به آتيکي تعارض خود را با اين ارثيه نشان مي دهد (قطعه 626). اصولا محاورات افلاطون همانند فايدروس يا پارمنيدس که خارج از آتن انجام مي شود به معناي خروج از شهر نيست و اين راهپيمايي باز راهپيمايي رد پوليتئيا است. اين راهپيمايي را مي توان با تمثيل غار جمهور، کتاب هفتم (قطعه 514 به بعد) مقايسه کرد. در آنجا کشف حقيقت در خروج از غار است و در اينجا، کشف در ورود به غار. آيا افلاطون دو تلقي متفاوت از حرکت ذهني فيلسوف را بيان کرده و يا برعکس هر دو در وحدتي قابل جمع هستند؟
نکته ديگر در مورد شخصيتهاي محاوره است. روشن است که هر سه سابقه دوستي ندارند و به نام بيگانه يکديگر را خطاب مي کنند. نماينده کرت و اسپارت به نحوي نمايندگان انديشه مينوسي و ليکورگوسي (قانونگذاران باستاني آنها) هستند. بيگانه آتني چه کسي است؟ سقراط؟ در محاوره کريتون اشاره به اقامت هميشگي سقراط در آتن و عدم ترک آنجا به جز يک مورد شده است، ايا اين همان مورد است؟ عدم ذکر نام و نسب فرد آتني جالب توجه است اما به هر صورت نمي توان او را سقراط دانست. شخصيت سقراط در محاورات اين دوره افول کرده و اگر حضور دارد تنها نامي از او برده مي شود و نه بيشتر (تيمائوس و کريتياس). اشاره تو به کرت به عنوان شهري با تاريخ سپري شده جالب است که در اين صورت مي توان بستر کلي بحث را بين آتن و اسپارت با توجه به تاريخ دانست. در اين صورت محاوره قوانين به نحوي قضاوت اساسي افلاطون از جنگ پلوپونزي را نيز ترسيم مي کند.
زياده گويي من باعث شده که از بيان دو بخش ديگر باز بمانم و اکنون تنها بخش اول را خلاصه کرده و بعد به صورت مختصر دو بخش ديگر را جمع بندي مي کنم. قوانين در تقابل با ايلياد همر صحنه نبردي ديگر است که بر عکس سنت همري، سنت فيثاغوري را اجرا مي کند و با آن به دنبال پيروزي يا تبيين پوليتئيا و نوموس است.
بخش دوم و سوم: در اين دو بخش دو منطق در برابر يکديگر قرار مي گيرند. منطق نخست مربوط به کلينياس و مگيلوس است (قطعات 626 تا 628) که وضعيت اساسي در قانونگذاري را وضعيت جنگي مي دانند. کلينياس صلح را تنها يک نام يا مون اُنُما μόνον ό̉νομα (يا اسم بي مسمي) مي داند که در تقابل با عمل يا ارگون έ̉ργον است. وضعيت بنيادين جنگ در اين تلقي به حدي است که نه تنها بين شهرها، بلکه در هر شهري و بين افراد يک خانواده و حتي در درون يک فرد نيز وضعيت اوليه و مبنايي بر اساس وضعيت جنگ است. کلينياس و مگيلوس نماينده شعار انسان به مثابه گرگ دوره مدرن در دوره باستان هستند.
منطق آتني با استدلال نقضي در 628 آغاز مي شود. سه دو قاضي يا ديکاستس δικαστής در اين استدلال در نظر گرفته مي شوند؛ اولي تنها خوبان را در شهر نگه مي دارد و بدان را بي شهر آپولسه ئين α̉πολέσειεν (نفي بلد) مي کند، دومي بدان را نگه مي دارد و سعي مي کند و سعي مي کند آنان را با اراده خودشان تابع خوبان کند، سومي با ايجاد آشتي يا ديالاگه διαλλαγή بين هر دو گروه قانوني وضع مي کند تا بين آنها دوستي ايجاد شود. هر سه نفر قبول مي کنند که نفر سومي بهتر از دو نفر قبلي است و در واقع منطق و روش اين فرد ترجيح مي يابد که بر اساس آن آتني بررسي دو سوي وضعيت جنگ و صلح را ضروري دانسته و قانون را با توجه به هر دو سو دانسته و به اين وسيله مبناي قوانين کرت و اسپارت را خدشه دار مي داند. ادامه بحث با توجه به اين منطق پيش مي رود که بر خلاف تصور دو فرد ديگر ضرورت مجلس هم نوشي يا سومپوزيون συμπόσιον براي تربيت شهروندان را اثبات مي کند. بحث در مورد اين مجلس را در نوشته بعدي دنبال مي کنم اما در اينجا نکته ظريفي در زبان افلاطون ديده مي شود. واژه ديالاگه هم به معناي آشتي است و هم به معني تبادل و تغيير بينابيني interchange, exchange است. توجه به اين دو معنا از ديالاگه به خوبي معلوم مي کند که آشتي در تلقي افلاطون رابطه اي بينابيني است که از هر دو طرف با قبول تغيير به آن دست مي يابند و نه به معناي تسليم يکي به طرف ديگر است چرا که اين امر به وسيله قاضي دوم هم به دست مي آمد. علاوه بر اين، با آشتي دوستي ايجاد نمي شود بلکه با قانون است که دوستي ايجاد و پايدار مي شود.
دوشنبه چهارم آذرماه
موفق باشي
1. در نمايشهاي يوناني، پرولوگوس آن بخش از نمايش بوده که قبل از گروه کر سروده مي شد و از زمان اويريپيدس گزارشي از وقايع نمايش را دربر داشت.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |